سپاسگذارم از اينكه با نبود من وبلاگ خودتون رو تنها نگذاشتين!
بعد از يه غيبت نسبتا طولاني دوباره برگشتم .
تابستان تمام شد و روزهاي بسيار جذاب پاييزي از راه رسيد!
بريم سر اصل مطلب :
آخرين كتابي كه خونديد چي بوده!؟
روي صحبتم با دوستاني هست كه آخرين كتاب خونده شده توسط شخص خودشون كتاب مقدس رمان بوده!!!
چرا ميگم مقدس؟ به نظرتون مقدس نيست؟ چه كتاب هايي رو ديديد كه تا حالا يك نفر خريداري كنه اما 1000 نفر همون جلد كتاب رو مطالعه كنن!
كتاب هاي آسماني هم با اين همه علاقه مطالبش دنبال نميشه (البته بين اين دوستان).
نميدونم چرا اكثر اين قشر از جنس لطيف هستند! ( البته خب معلومه چون احساس ميكنن نهايت همدردي رو با كوزت داستان دارن انجام ميدن).
بهتر نيست 5 دقيقه فكر كنيم ببينيم رمان چه حرف تازه اي براي ما داره؟
چه راهنمايي ميتونه بكنه ؟ جديدآ هم كه رمان هاي ايراني همشون به اين ستون وصل شدن : دو جنس مخالف عاشق هم ميشن بعد از هم دور ميشن يا يكيشون به يه سفر خارجه كه عمدتا هم انگلستان هست ميره بعد ميان دوباره همديگرو پيدا ميكنن... .
پیام آموزشی:
دختر و پسري كه فقط رمان مي خونيد فرداي روز بچه هاتون از گذشته ي سرزمينت ميپرسن چشات 4 تا ميشه مثل .... تو گل ميموني!!!(البته از رو دلسوزي دارم اينجوري صحبت ميكنم).
پس از دوستان خواهش مي كنم طبق معمول 5 دقيقه به اين موضوع فكر كنند !
یاد جاودان صدا فرهادعزیز رو گرامی میداریم
۹ شهریور ۱۳۸۱

به نظر من وی یکی از بهترین خوانندگان ایران بود و هست و خواهد بود. شاید دیگر نتوانیم امثال فرهاد و فروغی و ... را در عرصه موسیقی ایران مشاهده کنیم .روحش شاد و یادش گرامی . فرهاد پس از 2 سال معالجه در ایران و فرانسه در سن 59 سالگی در شهر پاریس بر اثر بیماری هپاتیت در گذشت .پیکر فرهاد در آغوش خاک آرامگاه Thiais پاریس خفته است.وی نهمين فرزند مرحوم رضا مهراد، کاردار وزارت امور خارجه دولت ايران در کشورهاي عربي روز بيست و نهم دي ماه 1322 در تهران متولد شد. سه سال بيشتر نداشت که علاقه به موسيقي او را وادار مي کرد تا پشت در اتاق برادرش بنشيند و تمرين ويلن او را گوش کند...
شعر سقف از ايرج جنتي عطايي با صداي فرهاد مهراد
تو فکر یک سقفم
یک سقف بی روزن
یک سقف پا برجا
محکم تر از آهن
سقفی که تن پوش هراس ما باشه
تو سردی شبها لباس ما باشه
سقفی اندازه ی قلب من و تو
واسه لمس تپش دلواپسی
برای شرم لطیف اینه ها
واسه پیچیدن بوی اطلسی
زیر این سقف با تو از گل
از شب و ستاره می گم
از تو و از خواستن تو
میگم و دوباره می گم
زندگیمو زیر این سقف
با تو اندازه می گیرم
گم می شم تو معنی تو
معنی تازه می گیرم
سقفمون ، افسوس و افسوس
تن ابر آسمونه
یه افق ، یه بی نهایت
کمترین فاصلمونه
تو فکر یه سقفم
یک سقف رؤیایی
سقفی برای ما
حتی مقوایی
تو فکر یک سقفم
یک سقف بی روزن
سقفی برای عشق
برای تو با من
زیر این سقف اگه باشه
می پیچه عطر تن تو
لختی پنجره هاشو
می پوشونه پیرهن تو
زیر این سقف
خوبه عطر خود فراموشی بپاشیم
آخر قصه بخوابیم ، اول ترانه پاشیم
تو فکر یک سقفم
