دختر فراري يعني کسي که از خانواده فرار کرده و به خانواده پشت پا زده. يعني کسي که خروج از خانه داشته است. منتها دختران فراري، لاجرم دختران خياباني نيستند. همه زنان و دختران خياباني فراري نيستند. بعضي از زن ها يا دختران ممکن است در خيابان زندگي کنند به اين دليل که سرپناهي ندارند يا از روستاها به شهر مهاجرت کرده اند و چاره يي ندارند جز اينکه در خيابان کار و زندگي داشته باشند. دختران فراري را بايد وراي اين بحث ديد. بسياري از دختران خياباني رفتارهاي غيراخلاقي هم دارند، اما الزاماً دختر فراري به سمت مسائلي مثل تن فروشي کشيده نمي شود. البته من سعي مي کنم به جاي فرار کلمه بهتري پيدا کنم شايد گريزان شدن از خانه اصطلاح بهتري باشد.
امروزه وسايل ارتباط جمعي بسيار گسترده شده است. دختراني هم که فرار مي کنند متعلق به خانواده هاي کم سواد هستند. يعني در اين خانواده ها مشکل دختران حل نشده باقي مي ماند. تنها مشکل فقر مادي نيست. فقر فرهنگي هم مشکل بزرگي است. جوان امروز، تنها از خانواده آموزش نمي بيند. بلکه از صدا و سيما، ماهواره، اينترنت و در کنار اينها سينما بيشترين تاثير را از گروه همسالان مي گيرد. نرم افزارهاي ديداري و شنيداري در تکوين شخصيت افراد نقش بسيار مهمي دارند. اگر خانواده نتواند اين مظروف را پر کند ديگران آن را پر مي کنند.
خانواده ها، مهمترين مسئوليتي که دارند، يعني تربيت فرزند را به عهده نهادهايي مثل مدرسه و دانشگاه گذاشته اند. به همين خاطر بين آموزش هاي اجتماع و خانواده ها هم نوعي تضاد به وجود آمده. شايد با يک مثال بهتر موضوع روشن شود. دختران جوان در سني خاص دوست دارند مورد توجه باشند. چه اشکالي وجود دارد اگر معلمان تربيتي مسابقه آرايش مو برگزار کنند؟ در محيطي مثل مدرسه، که محيطي امن است و دختران در ديد نامحرم هم قرار نمي گيرند. اين نوع برنامه ها مي تواند هيجانات جوانان را تخليه کند چون امکانات مالي هنگفتي هم دارند. يا به مساجد نگاه کنيم. اين نهاد نتوانسته تضاد فرهنگي را حل کند. اين غفلت، بخشي مربوط به زمان جنگ است و از ديگر طرف به دليل به روز نشدن سيستم آموزش بوده است.
طبق آمار سال 83، سن تن فروشي چهارده سال است و سن فرار از خانه کمتر از چهارده سال.
دلايل گريز از خانه بسيار هست و با يك پست يا يك جلسه گفتگو عامل ها شناسايي نميشن!
هدف از اين پست و نوشته اين بود كه بر خورد ما با يك دختر فراري چگونه هستش . آيا كمكش مي كنيم يا سو استفاده؟ يا نه بي خيال از كنارش مي گذريم و به مسئولين واگذارش مي كنيم؟
تا حالا براي اين موضوع فعاليتي داشتين؟
اميد وارم اين بار ديدتون كمي عميق تر باشه!
منشا هر جنايتي نقص در فهم يا خطا در تعقل يا غلبه ي ناگهاني شهوات است.( هابز)
